78- خاطره از  

درخواست حذف این مطلب
نوجوان بودم و توی سرم هزارجور شرارت و جنگولک بازی.. دو سه روزی بود که از خونه بیرون نیومده بودم بخاطر شیرین کاریها و دسته گلهایی که همش به آب میدادم.. سره محمود بیچاره رو ش !!! ته بودم و توی این چند روز مادرش بدجور توی کمینم بود.. بخاطر همین یه جورایی توی خونه زندانی بودم  طوری که برای رفتن به مدرسه مثل یوزپلنگ ها نامحسوس رفت و آمد می !!! .. اما حالا ديگه تقریبا آبها از آسیاب افتاده بود و داشتم میرفتم تا از اون کتاب گریددانگلیش رو بگیرم.. اون هم قو

ادامه مطلب  

گاهی به همین سادگی میمیریم  

درخواست حذف این مطلب
میشه مُرد!!نه؟اصلا چه اهمیتی داره که چه جوری میشه مُرد...!فقط میشه ديگه زندگی نکرد...میشه هرروز صبح ،منتظر (صبح بخیر)هایش نبودیا هرشب ....میشه ديگه اسمشو صدا نکرد!!که نگه بسه ديگه اه ....میشه ديگه قربون صدقش نرفت ..میشه ديگه به این فکر نکنی که با چی خوشحال میشد......میشه زندگی نکرد نه؟؟؟اصلا سخت نیس!!میشه مُرد.....میشه پایان داد به قصه ای که فکر میکردی پایانش خیلی قشنگتر از این حرفاس.....میشه قربون صدقش بری ولی ديگه صداتو نشنوه...میشه هی نگاهش کنی ولی نفهم

ادامه مطلب  

بزرگ میشی یادت میره ...  

درخواست حذف این مطلب
بچه که بودم دختر هم سن و سالم در هیچکدام از خانواده های پدری و مادریم نبود ، یا حداقل دم دست نبود ، فقط فاطی نوه ی ام بود که دو سال از من کوچکتر بود و به خاطر ازدواج فامیلی پدر و مادرش ، تقریبا کور به دنیا آمده بود ، بازی های مورد علاقه اش بازی و مامان بازی بود که من نه هیچ کدامشان را دوست داشتم و نه هیچ وقت فرقشان را فهمیدم همیشه فقط برای دلخوشک فاطی باهاش بازی می !!! و همیشه هم وسط بازی حوصله ام سر میرفت و فلنگ را میبستم و میرفتم. هم بازی همیشگیم م

ادامه مطلب  

دختری ب نام یلدا  

درخواست حذف این مطلب
دختری_به_نام_یلدا هر وقت که میخوام داستان زندگیم رو بنویسم ، پیش خودم میگم کاشکی از همون جایی که میخوام شروع کنم ، اهل خاطره نوشتن بودم و با همون سن و همون حالات روحی اون لحظه مینوشتم.اما الان باید با این روحیه و اینی که هستم و از زمانی شروع کنم که یک دختر 10 ساله بودم و آ !!! ین دم و بازدم مادرم رو با چشم خودم دیدم... با اینکه 3 سال تموم مریضی کشید و زجر کشیدنشو دیده بودیم ، وقتی که مرد همه وجودم رو ترس برداشت... مثل بهرام داداش بزرگه و نگین که بعد بهر

ادامه مطلب  

رمان کی_گفته_من_شیطونم  

درخواست حذف این مطلب
قسمت یازدهماز دستشویی اومدم بیرون ارمان داشت از پله ها می یومد پایین - سلام سرش رو ت داد چه بی ادب سلام هم نمیده ...... برگشتم تو اتاقم لباس هامو پوشیدم یک ذره کرم پودر زدم تا رنگ پریدگی صورتم معلوم نباشه مامان و بابا و ارمان داشتند صبحونه میخوردند - سلام - سلام دختر گلم خوبی ؟ - مرسی بابا ، مامان من امروز یه ذره دیر میام خونه میخوام با دوست هام برم بیرون - برو مادر ولی ديگه دیر وقت هم نیای ها من وبابات خونه ی دوستش دعوتیم کلید ماشین رو برداشتم پیش ب

ادامه مطلب  

رمان کی_گفته_من_شیطونم  

درخواست حذف این مطلب
قسمت ششم- باشه هر چی تو بگی قبول میکنم فقط بذار این ترم رو من سر کلاس بشینم - به هیچ عنوان نباید غیبت کنی ، هر جلسه خواستم از دانشجو ها درس جلسه ی قبل رو بپرسم اول از تو می پرسم و نمره ی ا !!! ترم هم از 16 حساب میشه ای تو روحت ارمان چه چه شرط هایی که گذاشتی ..... - باشه اما فکر نمیکنی خیلی شرط هات سخته - نه اگه نمیخوای سر کلاس من نیا ..... - نه .. نه .. قبول ........ - دلم نمیخواد هیچ !!! ی خبر دار بشه که من پسر عموتم فهمیدی ؟ به عمو و زن عمو م نمیگی من !!! تم باشه ؟ - باشه

ادامه مطلب  

خاطره آرزوجون  

درخواست حذف این مطلب
سلام مجدد خدمت همگی،شرمنده نشد جواب کامنت ها را بدم الان اول همین خاطره جواب همه را میدم و ممنونم از همه ی دوستانی که برای خاطره ی من نظر گذاشتن دوست داشتم همه برام نظر بگذارن ولی خب اشکال نداره یه کوچولو ناراحت شدم ولی خب مهم نیست این آ !!! ین خاطره ی منه بازم خاطره داشتم ولی خب از اینکه نظر نذاشتین سرد شدم این خاطره هم چون قولشو داده بودن گذاشتم،اول اینکه نمیدونم چرا گفتین به زودی مزدوج میشم؟بگم که من فعلا قصد ازدواج ندارم،دوم اینکه من تو !!!

ادامه مطلب  

زایمان  

درخواست حذف این مطلب
بالا !!! ه فرصتی پیش اومد که خاطره زایمانم رو بنویسم. !!! ششم مهر برای چکاپ رفته بودم پیش !!! م. شکمم رو معاینه کرد گفت انقباضاتت شروع شده ولی من جدی نگرفتم چون دردی نداشتم اصلا. حتی بهم گفته بود احت !!! هست !!! زایمان کنم.پنج شنبه رفته بودم با سحر و شبنم برای محمد کادو !!! یده بودم و کیک هم سفارش داده بودم که یه شب جلوتر یعنی نهم براش تولد بگیرم.شب برای شام سحر وشوهرش و بچه هاش با مامان پیشم بودن. شام کوکو درست کرده بود مامانم . با اینکه جا داشتم زیاد بخ

ادامه مطلب  

زندگی  

درخواست حذف این مطلب
                                 بنام آنکه هستی شیدای اوست خب اول پاییزه و هوا دونفره ست و منم چشم و دلم بارونی میخواد بشه اول نوشتن این پست خواستم یادی از علی بیضی دوستم که فوت شده !!! م دلم می شکنه وقتی می بینم ديگه تو این دنیا نیست عززییییییییییییییییییییییززززززم عاشقتم علی بیضیه من و علی میم خودم هر دوتون که ديگه نیستید و نمی دونید این رفیقتون از خدا هم تنها تر شده انگار دلش هی خالی میشه و توامان چشماش می باره داغ شما سرد نشد پس سرد نمی شه...........

ادامه مطلب  

چهل رو زگذشت  

درخواست حذف این مطلب
  + چهل روزگذشت از ا !!! ین دیدار +چهل رو گذشت از ارامش گرفتنتون +چهل روزشده نبودنتون +چهل روزه که ديگه تو خونتون هیچ !!! ی نمیگه !!! ت باشین اقا جان خوابه +چهل روزه که هروقت میام خونتون نیستین که باهاتون دست بدم هردو تامون دست های همو فشار بدیم و نه من کم بیارم و نه شما +چهل روز شده که هر هفتش به جای خونتون میایم بهشت رضا +چهل روزه که ح !!! ون رو ديگه نمی تونیم بپرسیم +چهل روزه که ديگه وقتی زنگ میزنم نیستین که سر به سرم بزارین +چهل روز که هر !!! ما رو میبینه

ادامه مطلب  

بخش 8  

درخواست حذف این مطلب
چهل ک د -143-یک بحث را اشاره می کنم. گفتم که چند بانوی افغانی دم سفارت آمدند و گفتند که پاسپورت می خواهیم و همسران القاعده هستیم. داستان شان این گونه بودند که در زمان !!! القاعده نقش مهم و بنیادی در افغانستان داشت. !!! ان القاعده عموما اتباع عربی بودند. از کشور لیبیا نیز کادرهای مهمی القاعده در افغانستان و پا !!! تان فعالیت داشتند. ابو فرج اللیبی و ابو حمزه اللیبی و ده ها تن عضو القاعده از کشور لیبیا در افغانستان فعالیت داشتند. ابو فرج اللیبی عضو شبکه

ادامه مطلب  

تولدت مبارک بابایی  

درخواست حذف این مطلب
یاد آمدم که در دل شب ها هزار بار دست نوازشم به سر و رو کشیده بود از خود برون شدم به تماشای روی او کی لذت وصال بدین حد رسیده بود چون محو شد خیال پدر از نظر مرا اشکی به روی گونه زردم چکیده بود دیروز تو کوچه داشتم راه میرفتم که نظرم به یه با یه دوچرخه صورتی جلب شد. داشتم سیر عوض می !!! که فهمیدم مانع تمرکز دوچرخه سواریش شدم.نا خودآگاه به نشانه‌ی تشویقش لبخند زدمکه شنیدم "جلوتو نگاه کن نترس" و همین شد که یخ زدم. یاد هزاران چیزی که یه پدر به دخترش یاد مید

ادامه مطلب  

شبه آرومممم  

درخواست حذف این مطلب
مسود صب بهم زنگ زد گفت ببخشید !!! ب خیلی فک !!! دیدم تو تنها آرامش منی من بدون تو هیچم اشتباه !!! اونجوری گفتم تو همه !!! منی...منم !!! ب خیلی دلم براش تنگ شده بود گفتم باشه بخشیدمو این حرفا..امروز یلدوک (٤سالشه)کنارم بود باهم نقاشی کردیم کارتون دیدیم تا آجیلی اومدو نگهش داشت...وقتی میخواستم بخوابونمش مثل یه فرشته خو !!! د قربونش بشم خداااا...بعد مسود اوند راجبه کارش حرف زدو شامو خوردیم رفتیم خونه خالینا عاخه پسر داره میره کربلا،...خدایا بخودت میسپارمش هم

ادامه مطلب  

نیمه ی من  

درخواست حذف این مطلب
میخواستم با یکی باشم که ازیادم بری ديگه نمیدونم چرا بازم دلم از عشق تو میگه یه دستایی تو دستامه ولی مثل تو اصلا نیست اونم با عشق من زنده است ولی اون نیمه ی من نیست اونم با عشق من زنده است ولی اون نیمه ی من نیست یکی هر روز و هرلحظه واسم ازعشق میخونه ولی عشقم تو بودی و !!! ی چیزی نمیدونه !!! ی درکم نکرد اونروز که رفتم زیر سقفی که میخواستم جای تو باشه و شد سهم یکی ديگه تو عشقم بودی و حالا یکی ديگه شده یارم یکاری کن که از عشقت یجوری دست بردارم یکی اینجاس

ادامه مطلب  

ویدو بسیار زیبای بنیامین بهادری به نام “یه بار دیگه اشتباه کن برای !!! سلام بمبئی“  

درخواست حذف این مطلب
ویدو  بسیار زیبای بنیامین بهادری  به نام  “یه بار ديگه اشتباه کن برای !!! سلام بمبئی“ !!! آهنگ یه بار ديگه اشتباه کنبرای اولین بار  ببینید. آنونس کامل و ترانه ایرانی هندی بنیامین بهادری به نام “یه بار ديگه اشتباه کن” برای !!! “سلام بمبئی”ترانه: فرید احمدیملودی: بنیامین بهادریتنظیم: !!! قدیانیسازنده کلیپ: اشکان مهریبه انگلیسی«make one more mistake»the title !!! of the movie:” salam mumbai ”lyrics : farid ahmadimelody : benyaminarran !!! ent : amir ghadyaniclip editor : ashkan mehriرونمایی از آنو

ادامه مطلب  

مریم جون اینو بخون  

درخواست حذف این مطلب
یه مژده به !!! انی که تو !!! وبلاگ دارند بدم که !!! به صورت اتوماتیک وبلاگهای بروز شده و فعال را به گوگل معرفی میکنه حالا اگر به هر دلیلی این امر به وبلاگ یا سایت شما تعلق نگرفت متوانید از راهی که در پایین ذکر میکنم پیش برید و ثبت وبلاگ خودتونو تو گوگل کامل کنید: 1- معرفی سایت و وبلاگ به گوگل قدم اول: به آدرس مقابل برید : http://www.google.com/addurl قدم دوم: در این صفحه آدرس دقیق وبلاگ خود را در بخش url (مثل http://keyvan4u. !!! ) و در بخش comments هم یک متن توضیحی مثلا میتوانید عن

ادامه مطلب  

سالگرد  

درخواست حذف این مطلب
شاید هفته پیش یا شاید هم ی روز قبل از !!! برنامه داشتم ی پست ديگه بزارم ک کلا همه چیزاش با این فرق داره هم متن هم ع !!! نمیدونم  الان دقیقا باید چ حسی داشته باشم چون ی عالمه علامت سوال دارم.ی عالمه تعریف از همه چیز تو ذهنم بود ک توی ١٠ مین کلش ب هم ریخت من و کلی علامت سوال ؟ مگه میشه این همه نقش؟همش دروغ بود!؟ البته الان ، امروز  توی این ساعت و از امروز ب بعد و تمام روزای بعدی ک قراره بیاد ديگه حتی جواب ایناهم مهم نیست اصلا مهم نیست... (من با خودم کنار ا

ادامه مطلب  

داستان دنیای ما/ قسمت اول  

درخواست حذف این مطلب
من از امروز استعفای خودم را اعلام می کنم هر روز داره ن یتی مشتریان بیشتر میشه هر چه من تلاش دارم تا اوضاع شرکت را از این بحران فعلی در بیارم ولی عده ای با تمام قوا در مقابل ما ایستاده اند اند آقای علومی چرا اینقدر ن یتی مشتریان زیاد شده؟ آقای رییس: من فقط سوال پرسیدم خودتون می دونید و این شرکت ديگه من میخوام بقیه عمرم را استراحت کنم.ختم کلام ولوله در هیئت مدیره ایجاد میشه آخه با این اوضاع اقتصادی و اوضاع شرکت چرا رییس استعفا داد رییس از جلسه هی

ادامه مطلب  

تفسیر آهنگ خواب از محسن چاوشی : شعری از !!! حسین صفا  

درخواست حذف این مطلب
خواب...ترانه ای که با فضا سازی بسیار هوشمندانه و تنظیمی زیبا باید به چشم یک شا !!! ار بهش نگاه کرد بهتره اول کمی از اهنگ سازی و تنظیم ابتدای اهنک صحبت کنیم . همه ی ما تا حالا خواب دیدن رو تجربه کردیم و با دنیای خواب و خیال و حالات پیچیده ای که لحظاتی قبل از خواب دیدن و بعدش رخ میده آشنا هستیم ، شاید تا حالا تجربه کرده باشید که گاهی اوقات هنگام خواب دیدن صداهایی رو میشنویم که در زمان بیداری تصور درستی از اون ها نداریم و فقط یک سری اصوات نامفهوم ازشو

ادامه مطلب  

همینجورى  

درخواست حذف این مطلب
آره ديگه اینجوریاس عزیزم  ديگه بچه نیستم ک گول بخورم  یه بابا دارم که به زمین و زمان شک داره,  از بابام یاد گرفتم که به هیچ چیزى اعتماد نکنم  یه زندگى دارم که بدبختى مث چى از سقفش چکه چکه میکنه.... از اینجا یاد گرفتم که زندگى با !!! ى شوخى نداره  جیبم خالیه,  گاهى پیش میاد پول توى جیبم در حد اتوبوس و مترو هم نیست,  انقدر شجاع شدم ک توى این شرایط هم بنداى کفشامو محکم کنم و راه بیفتم پیاده به سمت مقصد  آره عزیزم !!! ى رو یه بار از دست دادم که تا قبلش روى

ادامه مطلب  

زندگی  

درخواست حذف این مطلب
عید بود که با کمک حاج اقایی و خونوادم وسایل زندگیمونو بردیم خونمون و چیدیم و یه مدتی هم هست که مراسم عروسیمونو برگزار کردیم اما به خاطر مشغله های حاج اقایی هنوز زندگی مشترکمونو زیر یه سقف شروع نکردیم و بعد از ماه مبارک ان شاءلله شروع میکنیم ...         زندگی بالا و پایین و سختی زیاد داره اما باید مقاوم بود خصوصا اینکه من خودم این راه رو انتخاب !!! از خدا هم میخوام مثل همیشه کمکم کنه و هوامو داشته باشه                          میدونین البته خ

ادامه مطلب  

حالا یکی دیگه پیشم میمونه  

درخواست حذف این مطلب
حالا یکی ديگه پیشم میمونه، هرچی بین منو توام میدونه میدونه دلم از دست تو خونه! اینم میدونه هرچی بود تمومه نسیم : بهش بگین که من واسش چی بودم؟چی بودم ؟چی بودم؟ شب و روز خدا پیش کی بودم؟کی بودم؟ کی بودم؟ بهش بگین نفهم پیش تو بودم.. تو بودم...تو بودم افشین : دروغ میگه! خودش گذاشتو رفتش، یباره دلمو ش !!! تو رفتش همه زندگیمو سوزوندو رفتش، بخاطره یه عشق ديگه رفتش نسیم: بهش بگین ازم کی خواست برم من..برم من...برم من کی بود واسش میمرد؟ آره منم من...منم من ...منم

ادامه مطلب  

یه دبیر داریم...  

درخواست حذف این مطلب
سلااااااااااام خوبیییییییییییییییید؟؟امروز روزی بود عااالی و بسی خندیدیمخب از سرویس تا مدرسه که خبری نبودرفتیم ... خونه اثنا جون اومدن صحبت ... بعد رفتیم کلاس زنگ اول عربی وداشتیماما سوژه های عربی:1-هنگامه داشت از روش میخوندگفت:حَواربدیعیان:حَوار که یعنی داد و بیدادحِوار یعنی گفت و گو2-یه سوالی گفت:بائع حقیبه فی هذه غرفه کبیرگفت ترجمش کنیدبعد ما با کمال اعتماد به نفس  جوابو یافتیم:راننده ی باغ در این اتاق بزرگ استهی میگفتیم آخه یعنی چی

ادامه مطلب  

... آلبوم جدید علیرضا جی‌جی، سیجل و نسیم به نام پیر شدیم ولی بزرگ نه (جلد ۲)  

درخواست حذف این مطلب
... new album alireza jj, sijal and nasim - pir shodim vali bozorg na (vol.2) ... آلبوم جدید و بسیار زیبای علیرضا جی‌جی، سیجل و نسیم به نام پیر شدیم ولی بزرگ نه (جلد 2) با بالا ترین کیفیت ... آلبوم پیر شدیم ولی بزرگ نه (جلد 2) از علیرضا جی‌جی، سیجل و نسیم ... آلبوم جدید علیرضا جی‌جی، سیجل و نسیم به نام پیر شدیم ولی بزرگ نه (جلد ۲) ( منتشر شد ) ... آلبوم پیر شدیم ولی بزرگ نه (جلد 2) با کیفیت 128 و 320  لطفا جهت حمایت از صاحب اثر و موسیقی کشور نسخه اورجینال آلبوم رو ... یداری فرمائید. ( برای ... آلبو

ادامه مطلب  

دهه سوم آبان 1395  

درخواست حذف این مطلب
سلام و عرض ادب خدمت شما همراهان همیش ... . خب امروز یک آذر هست و همه دوستای قدیمی میدونن که یکم آذر برای من یادآور چه داستانی هست و الان فعلا باهاش کاری نداریم ولی ان شاالله عمری باقی بود بعد از زایمان یکم راجع بهش حرف دارم... (دیروز این قسمت ها رو نوشتم هههه)الان فعلا بریم سراغ تعریفی جات که وقت تنگه، بله! هیلا قشنگه، بلهپنج شنبه همونطور که گفتم خونه مامانم اینا پست قبلی رو گذاشتم و طرفای شب منتظر بودم شووری بیاد که زنگ زد حالش بده و ح ... اسهال است

ادامه مطلب  

دهه دوم آبان 1395  

درخواست حذف این مطلب
سلام به عزیزای دل و مهربانان همراه... اومدم دهه دوم آبان رو بنویسم. خیلی وقت بود تو لپ تاپ وبلاگ رو باز نکرده بودم و با گوشی نگاه می ... اما یهو الان باز ... و آهنگ ملایمی که روش گذاشتم پخش شد و من و برد به خیلی وقت پیش هاااا. روزایی که با این آهنگ کلیییییییییییییی خاطره ی خوشگل داشتم. هم دلم گرفت یکم و هم پر شدم از یه عاااالمه حس خوب... کلا من نسبت به آهنگ و عطر اینطوری ام و خیلی زود باهاشون تو زمان سفر میکنم.... بگذریم. ... یازده آبان از خواب بیدار شدیم م

ادامه مطلب  

چه زود اومدم :))  

درخواست حذف این مطلب
سلام و صد سلامچهارشنبه که پست قبلی رو نوشتم از بس مطلب رو هم تلنبار شده بود که حس ... خسته شدم تا همه رو بنویسم. فکر کنم قشنگ سه ساعت یا سه ساعت و نیم ریکاوری روزهای گذشته تو ذهنم و نوشتنشون طول کشید اینه که گفتم تا وقت هست و حال دارم این مدت رو بنویسم بلکم دوباره بیافتم روی منظم نوشتن  البته فکر نکنید آسون هستا همین الان که مینویسم یکی شون کله اش رو معده مه و اون یکی پاش رو مثانه  یعنی ببینید با چه مرارتی دارم مینویسم هههههه. خب درسته ک

ادامه مطلب  

مهرِ 95 نامه :))  

درخواست حذف این مطلب
سلام به دوستای عزیزم خب من اومدم که مهر نامه رو هم بنویسم و برسیم به آبان. روم سیاه هی میگم تند تند میام ولی اصلا نمیشه. نمیدونمم چرا. شاید علتش نوشتن این پست های نامربوط تجربه و اینا وسط مسط هاس. چون اونا وقت زیادی ازم می ... ره باید خوب فکر کنم و بنویسم و تو مراحل متعدد مینویسم اینجوری میشه که ديگه انرژی ای نمیمونه پست های روزمره بنویسم. ولی خب وقتی تقویم و نگاه ... دیدم 4 آبان شده گفتم وای هیلا میخواستی مهر رو نیمه اول و دوم بنویسی، نجنبی به جای م

ادامه مطلب  

شهریور نامه (نیمه دوم شهریور 95)  

درخواست حذف این مطلب
خب تا دیر نشده بقیه ی شهریور رو هم بذاریم که چشم به هم بذاریم باید مهرنامه بنویسیم ... 16 شهریور شووری بلند شد حاضر شد صبحانه خوردیم و رفت سر کار... منم حاضر شدم و چیتان پیتان ... و رفتم خونه خواهرم اینا. نهار ماهی خوردیم جاتون خالی. بعدش با مامانم بردیم دختر خواهرم رو یکم دم در خونشون قدم زد و دنبال گربه ها کرد و بعدش براش بستنی گرفتیم و اوردیم خونه و مامانم رفت خونشون. منم وایسادم شووری اومد و قرار بود برای فروش خونه بره بنگاه یکم نشست و زمان بنگاه

ادامه مطلب  

شهریور نامه (نیمه اول شهریور 95)  

درخواست حذف این مطلب
خب سلام عرض میکنم خدمت دوستای عزیزم. باور بفرمائید که من هی میخوام ديگه نهایتا دو هفته یه بار بنویسم ولی اگر خاطر مبارکتون باشه تو پستی که یکم شهریور گذاشته بودم نوشته بودم باید بریم دنبال خونه و خب دنبال خونه رفتن همانا و در ... ری ذهنی و جسمی همانا و همین شد که اصلا نشد بیام بنویسم در عوض یک پست مبسوط براتون میذارم که ديگه ن ... د بنویس بنویس و هی بیاید ب ... د ننویس ننویس خودتون به صلاح دید خودتون پستم رو به چند قسمت مساوی تقسیم کنید و تو چند ر

ادامه مطلب