هر اتفاقی که برای ما می افتد به نفع ماست  

درخواست حذف این مطلب
توی کشوری یه پادشاهی زندگی میکرد که خیلی مغرور ولی عاقل بودیه روز برای پادشاه یه انگشتر به عنوان هدیه آوردند ولی رو نگین انگشتر چیزی ننوشته بود و خیلی ساده بود شاه پرسید این چرا این قدر ساده است ؟چرا چیزی روی آن نوشته نشده است ؟ فردی که آن انگشتر را آوره بود گفت: من این را آورده ام تا شما هر آنچه که میخواهید روی آن بنویسیدشاه به فکر فرو رفت که چه چیزی بنویسد که لایق شاه باشد و چه جمله ای به او پند میدهد؟همه !!! ان را صدا زد وگفت !!! ان من هر جمله و ه

ادامه مطلب  

عشقش بودم زمانی که عشقش نبود.شبهای روشن  

درخواست حذف این مطلب
گاهی برای رسیدن باید رفت...درود به تمامی دوستان مهربانم که به غمگینم سر میزنیدگاهی برای رسیدن به !!! ی باید رفت و این سرگذشت منه...تقدیم به تمامی موجوداتی که ع ش ق را می فهمیدند و رفتند به سوی ابدیتمثل نور از شب چشم تو سفر خواهم !!! ترس، سایه ها بوی مرا سوی تو نخواهند آوردکاش می دانستی، چه غریبانه به دنبال دلم خواهی گشتدر زمانی که برای غربتت دلسوزی نیستآن وقت تازه خواهی فهمید:مثل من عاشق مغرور شب افروزی نیست...! روزی صد بار با هم خداحافظی کردیماما ا

ادامه مطلب  

تولد تایی ها 1394/9/8  

درخواست حذف این مطلب
8 آذر 1395 - اولین سال تولد وبلاگ   دقیقا پارسال همین روز... شب بود، خیلیم دلم برات تنگ شده بود... میگن دل به دل راه داره... داشتم ریاضی مینوشتم، دقیقا یکشنبه شب...قشنگم یادمه کددوم صفحه رو مینوشتم...اصلا اون درسو خیلی توپ بلدم. یادش بخیر... یه حس خیلی خوب...خیلییییی. یهو یه صدا از گوشیم... فقط وقتی تو پیام میفرستی صدا میده... همیشه رو سایلنته. پ گوشیمو برداشتم. چشام داشتن میخندیدن. داشتم باهات حرف میزدم. بدون اینکه حواسم باشه یه لبخند عجیب روی لبام بود. مام

ادامه مطلب  

مداحی بود اربعین روز اشک عزا  

درخواست حذف این مطلب
متاسفانه مرورگر شما، ق لت پخش فایل های صوتی تصویری را در قالب !!! 5 دارا نمی باشد.توصیه ما به شما استفاده از مروگرهای رایج و بروزرسانی آن به آ !!! ین نسخه می باشدبا این حال ممکن است مرورگرتان توسط پلاگین خود قابلیت پخش این فایل را برای تان فراهم آورد. param name="autostart" value="false"> مداحی بود اربعین روز اشک عزا سلام علی !!! ن کربلا بود اربعین روز اشک عزا به یاد اسیران کرب و بلاء به سر زینب دل ش !!! ته ز شام کنار مزار شه سر جدا سلام علی !!! ن کربلا دلم غرق ماتم شده

ادامه مطلب  

 

درخواست حذف این مطلب
رفتی ولی برخلاف تصورم بهم ت !!! ت دادی حتی فرداش حتی روز بعدش کم بود ولی بود بهم گفتي دلت تنگه برام صدات رو فرستادی که پر از درد بود تو اون روزا که نبودی خیلی فکر !!! و به این همه فاصله ای که از هم گرفتیم فکر !!! به اینکه چرا و چی شد که ما تو این یک سال آ !!! انقد از هم دور شدیم من اوایلی که اومدی خاستگاریم خوشحال بودم، نگران بودم ولی حالم خوب بود، رابطه م باهات قشنگ بود تا اینکه پدر بزرگم که یکی از مهمترین آدمای زندگیم بود مریض شد! برام سخت بود دیدن حال

ادامه مطلب  

اشعار رحلت !!! اعظم(ص)  

درخواست حذف این مطلب
اشعار رحلت !!! اعظم(ص) – سید پوریا هاشمی   تب کرده ای و پای تو تب کرده دخترت بابای من برای تو تب کرده دخترت   پش تو حس مادریم بیشتر شده لاغر شدی و لاغریم بیشتر شده   دردت چرا به سمت مداوا نمیرود دست گره گشای تو بالا نمیرود   جای ش !!! تگی روی پیشانی تو هست بغضی میان دیده ی بارانی تو هست   زود است ای مسافر تنها سفر نکن دیگر بجان فاطمه بابا سفر نکن   از شب نگو دگر سحرم میرسد ز راه قدری بمان پدر پسرم میرسد ز راه   آ !!! بدون تو چه کنم؟بی !!! م پدر خیلی دلم گرف

ادامه مطلب  

شعری از کاظم بهمنی  

درخواست حذف این مطلب
شعر اول از کاظم بهمنی:  پشت رُل ساعت حدوداً پنج شاید پنج و نیم داشتم یک عصر بر می‌گشتم از عبدالعظیم ازهمان بن بست باران خورده پیچیدم به چپ از کنارت رد شدم آرام، گفتي: مستقیم! زل زدی در آینه اما مرا نشناختی این منم که روزگارم کرده با پیری گریم رادیو را باز !!! تا سکوتم نشکند رادیو روشن شد و شد بیشتر وضعم وخیم بخت بد برنامه موضوعش تغزل بود وعشق گفت مجری بعد" بسم الله الرحمن الرحیم:" یک غزل می خوانم از یک شاعر خوب و جوان خواند تا این بیت که من گفته بو

ادامه مطلب  

مهدی حمیدی، عشق و رقابت(حسادت عشقی)  

درخواست حذف این مطلب
مهدی حمیدی !!! شنیدم که چون قوی زیبا بمیردفریبنده زاد و فریبا بمیردشب مرگ تنها نشیند به موجیرود گوشه ای دور و تنها بمیرددر آن گوشه چندان غزل خواند آن شبکه خود در میان غزلها بمیردگروهی بر آنند که این مرغ شیداکجا عاشقی کرد آنجا بمیردشب مرگ از بیم آنجا شتابدکه از مرگ غافل شود تا بمیردمن این نکته گیرم که باور ن !!! ندیدم که قویی به صحرا بمیردچو روزی ز آغوش دریا برآمدشبی هم در آغوش دریا بمیردتو دریای من بودی آغوش باز کنکه می خواهد این قوی، زیبا بمیر

ادامه مطلب  

مهدی حمیدی، عشق و رقابت(حسادت عشقی)  

درخواست حذف این مطلب
مهدی حمیدی !!! شنیدم که چون قوی زیبا بمیردفریبنده زاد و فریبا بمیردشب مرگ تنها نشیند به موجیرود گوشه ای دور و تنها بمیرددر آن گوشه چندان غزل خواند آن شبکه خود در میان غزلها بمیردگروهی بر آنند که این مرغ شیداکجا عاشقی کرد آنجا بمیردشب مرگ از بیم آنجا شتابدکه از مرگ غافل شود تا بمیردمن این نکته گیرم که باور ن !!! ندیدم که قویی به صحرا بمیردچو روزی ز آغوش دریا برآمدشبی هم در آغوش دریا بمیردتو دریای من بودی آغوش باز کنکه می خواهد این قوی، زیبا بمیر

ادامه مطلب  

هنوز یادت میفتم  

درخواست حذف این مطلب
پریشب که بهت اس دادمو گفتي حوصله هیچ !!! ونداری میدونی کجا بودم؟ خوابگاه  رفتم رو تراس هرجا ک نصف شبا باهات حرف زده بودم نگا !!! همه حرفات تو گوشم بود  اون گوشه پشت ستون ک بودم اونموقعی بود ک دوهفته باهات حرف نزده بودم یادته گریه کردی گفتي دوهفتس هی میام بیرون بهت زنگ میزنم بهونه میاری حرف نمیزنی؟ یادته منم گریم گرف؟ یا اونجا رو دیوار ک نشسته بودمو ب ستون تکیه داده بودم یادته حدودای ۱۲شب بود بهم گفتي عموت فوت شده یادته؟ اونشب خیلی حالم بدبود بز

ادامه مطلب  

bon voyage  

درخواست حذف این مطلب
انگار هر چه بیشتر سعی می کنم که آرام باشم ، بیشتر دلتنگی روی دلم هوار می شود. از دو روز پیش که رامتین مسیج داد که "نیکول" و من دلم ریخت، تا امروز نه سراغ !!! رفته ام و نه اینستا. دل ام نمی خواهد مدام ع !!! هایی که بچه ها از تو share کرده اند و حرف هایی که برای ات نوشته اند را ببینم. دل ام نمی خواهد که باور کنم که نیستی. دوست دارم مثل همه ی شش سال گذشته فکر کنم که سوار ماشین ات شده ای و گربه ی بد خلق ات را گذاشته ای توی با !!! روی صندلی عقب و رانده ای تا فرا

ادامه مطلب  

آهنگ جدید احسان خواجه !!! ی به نام من عاشق  

درخواست حذف این مطلب
اهنگ ناب احسان . بازم ماجرای حسین و عاشورا . دمش گرم  هر چند البوم سی سالگی شو نپسندیم  {به جز 2 تا از اهنگ هاش که دوست داشتم }. ولی این اهنگش بی نظیره. صدای احسان هم حرف نداره  . دانش کنید . حتما . ن ندیده عاشق !!! ی شدم که تمام آسمون به اسمشه هیچکی که باورمون نمی کنه قسم درستمون به اسمشه من ندیده عاشق !!! ی شدم که یه دنیا مثل من مجنون شه یه نفر که ابر پر کشیدنش ماته پر پر زدن جوونشه سرتو روی نیزه می ذارن واسه اینکه دلت خود دریاست با گلوی بریده چی گفتي که

ادامه مطلب  

کاش سهم مردها بود از دردهای نه!!!!  

درخواست حذف این مطلب
خدایا دمت گرم، خیلی خ ، ولی به جان خدایت !!! ی که اینجا نیست و فقط خودمان دوتاییم پس بیا بنشینیم حساب کتاب کنیم که هم تو آن ور که ما آمدیم وقتت گرفته نشود هم ما زودتر به قیر و قیف داغمان برسیم...!!! حالا ما باز دو کلمه حرف زدیم رو نکنی به ملک های چپ و راستت که ؛ بیا باز این دختره یک جایش درد گرفت یاد حساب کتابش افتاد و شروع کرد به غر زدن!!خودمانیم همچین خودت هم میدانی که حق با من است ولی خب تو خ و گردن ما از مو نازکتر...از همان موهایی که میگویند مصالح کم

ادامه مطلب  

بوی موهات زیر بارون.......  

درخواست حذف این مطلب
طبق معمول این فصل و این روزها ، سر کلاس بودم .کلاس آ !!! بود و من 12 ساعت بود درس میدادم و حس خسته بودم. از طرفی این کلاس جز کلاسهای خیلی خوبمه. یکی از پسرها گفت میشه من این فصل رو درس بدم ؟ من هم از خدا خواسته قبول !!! و صندلی و تریبونم رو در اختیارش قرار دادم و رفتم آ !!! کلاس مستقر شدم و از اونجایی که زیاد با سرکلاس نشستن میونه ای ندارم به دیوار کنار پنجره تکیه دادم....از سیلابسی که تهیه کرده بودم پیش تر رفته بودم چون بچه های درس خونی داشتم بنابراین امر

ادامه مطلب  

برای اتنا خانم  

درخواست حذف این مطلب
من یه پیام رو اشتباه فرستادم اینهمه جنجال کردید اصلا با این وضعیت که اتنا رفتار کرد و دوستان لینکش  انقدر منو بی حرمت !!! تازه متوجه شدم این خانم هم مورد داشت که با این کارش خودش بیشتر آبروی خودشو برد اتنا تو که اسم اصلیت نیست و اسم دخترت رو گذاشتی روت میومدی و !!! ماسم‌میکردی که دوستت دارم  گفتم زشته برای خانم متاهل با داشتن یه فرزند حالا رفتی و به اد لیستت گفتي من دو جنسم؟ خج !!! بکش زن به زندگبت برس تو هم بی بند و باریت کمتر از اون زن که میومد تو

ادامه مطلب  

تردید  

درخواست حذف این مطلب
گاهی. تردید همه وجودمو برمیداره...تردید از بودنت...تردید از حضورت..نمیدونی گاهی چقدر بهت نیاز دارم ولی نیستینمیدونی چقدر بهم اسیب میزنه نبودنتهیچی بهم نمیگی...هیچ حرفی بهم نمیزنی...وقتی هم میگی که گاهی خیلی دیره ..مث اوندفه که رفتم...مث خیلی وقتای دیگهعادت داری همیشه دیر بگی...خیلی دیر...مث نوش دارو بعد مرگ سهراب...دیگه هیچوقت حسم زنده نمیشه...الانم نمیگی مث همیشه....میترسم از اعتماد دوباره...یه بار به احساست اعتماد !!! ....اولین بار که گفتي دوستم داری...

ادامه مطلب  

لمس یک رویا  

درخواست حذف این مطلب
پیراهن تابستانی کوتاه گلدارم را پوشیده ام، همان که سفید است با گل های قرمز. ناخن هایم بلند ِ بلند بود اما حین کارها یکی از آنها که ش !!! ت، ما بقی را هم اندازه آن یکی !!! . لاک جگری که تو برایم !!! یده بودی را زدم. با همان آرایش چشم همیشگی و رژ لب قرمز. موهایم را صبح قبل رفتن بافته ای و گردنبند همیشگی هم بر گردنم است. در آشپزخانه سخت مشغول هستم. ژله و دسر شکلاتی در یخچال. کیک مخصوصم در حال تزیین و آن طرف تر بیسکوئیت های تازه از فر درآمده مشغول خنک ش

ادامه مطلب  

واسه شریک لحظه هام حسینم  

درخواست حذف این مطلب
سلام به بهترین و مهربون ترین همسر دنیا  حسینم خانومت انقد دوستت داره که خدا میدونه ، من واسه داشتن تو میدونی چقد دعا !!! چقد نذر !!! که تو مرد من بشی مث یه همچین شبی بگی تو زن منیوای که انقد ذوق !!! ، بزار همه ببینن که من عاشق شوهرمم بزار بدونن شوهرم همیشه واسم تازگی داره من بیشتر از قبل حسینمو دوست دارم من اعتراف میکنم بدون شک نفسم به نفس حسینمه ، اگه الان مث قبل از عشقمون نمینویسم آخه دیگه شوهر داری سخته وقت ندارم مگه نه همسرم؟ ای جونم لبخندای یو

ادامه مطلب  

۵۱  

درخواست حذف این مطلب
درست راس ساعت ۶ صبح. نه دقیقه ای کم و نه دقیقه ای زیاد. تو به خوابم آمدی. پس از مدتها. منت نگذاشتی که رخ نشان دهی. ولی پس از سال ها. سال ها. سال ها. صدایت را شنیدم. شاید برای اولین بار از آ !!! ین دیدار. نمیدانم چرا زنگ زده بودی. نمیدانم. با لحنی سبک بال. خودت را معرفی  نکردی و با کمی لکنت حرف زدی. شاید میخواستی حافظه ی مرا به چالش بکشی. نمیدانم. من هم به رسم تلفن های مکرر روزانه ی بازاریاب های خلاق!  آنگونه که شایسته بود پاسخ نگفتم. نامت را گفتي و سکوت... 

ادامه مطلب  

تولد تایی ها 1394/9/8  

درخواست حذف این مطلب
8 آذر 1395 - اولین سال تولد وبلاگ   دقیقا پارسال همین روز... شب بود، خیلیم دلم برات تنگ شده بود... میگن دل به دل راه داره... داشتم ریاضی مینوشتم، دقیقا یکشنبه شب...قشنگم یادمه کددوم صفحه رو مینوشتم...اصلا اون درسو خیلی توپ بلدم. یادش بخیر... یه حس خیلی خوب...خیلییییی. یهو یه صدا از گوشیم... فقط وقتی تو پیام میفرستی صدا میده... همیشه رو سایلنته. پ گوشیمو برداشتم. چشام داشتن میخندیدن. داشتم باهات حرف میزدم. بدون اینکه حواسم باشه یه لبخند عجیب روی لبام بود. مام

ادامه مطلب  

تپیدن  

درخواست حذف این مطلب
گفتي که در جنوب شیر آب را باز می‌کنیم و بر جنازه دریا دمام می‌زنیم گفتي گفتي که از زیر کتاب رد شدیم با لکه‌های خون در مستطیل سرخ پیچیده در پرچم بازگشتیم   گفتي یکی بگوید به ما چیزی بگویید ما که سبزه‌سبزه در این جلگه پوست‌مان را شکافتند و آن انار قرمز را دانه‌دانه بر سفره‌های‌شان که !!! ج از نفتِ خام و گاز و ذرات معلق در خضراء و آن‌چه در هوای ما بود نوشیدند   هوای ما را !!! ی اگر داشت جز جِت‌های جنگنده و موشک و پشتِ ما را !!! ی اگر داشت جز دشنه و

ادامه مطلب  

واقعی بودی یا خواب و خیال ؟  

درخواست حذف این مطلب
تو واقعی بودی یا خواب و خیال ؟وقتی پیام دادیوقتی سرسنگین جوابتو دادموقتی گفتي هنوز میخوامتوقتی گفتم دیگه باور نمیکنموقتی گفتي خواهش میکنم برگردوقتی گفتم از چشمم افتادیوقتی گفتي برای داشتنم حاضری تا آ !!! عمرت !!! ماس کنیوقتی گفتم اینکارو نکن بجاش بچسب به زندگیتوقتی گفتي زندگیم توییوقتی گفتم دیگه فریب حرفاتو نمیخورم...حتی وقتی بهم گفتي عزیزم و من در جوابت گفتم عزیز !!! ی نیستم یا وقتی در تاکید دوباره حرفت گفتي عزیز دل منی و دوست دارمتو خواب بو

ادامه مطلب  

هر وقت خواستی گریه کن  

درخواست حذف این مطلب
گفتي:هر وقت خواستی گریه کنی برو زیر بارون که نکنه یهنفراشکتو ببینه و بهت بخنده.. گفتم:اگه بارون نیومد چی؟گفتي:اگه چشمه قشنگه تو بباره آسمو گریش میگیره!گفتم:یه خواهش دارم وقتی آسمون چشمم خواست بباره تنهام نزارگفتي:به چشمحالا امروز من دارم گریه میکنم اما آسمون نمی باره. .  تو هم اوندور دورا ایستادی و داری بهم میخندی. . .

ادامه مطلب  

داستان کوتاه هر اتفاقی بیفتد به نفع ماست  

درخواست حذف این مطلب
 توی کشوری یه پادشاهی زندگی میکرد که خیلی مغرور ولی عاقل بودیه روز برای پادشاه یه انگشتر به عنوان هدیه آوردند ولی رو نگین انگشتر چیزی ننوشته بود و خیلی ساده بود شاه پرسید این چرا این قدر ساده است ؟ چرا چیزی روی آن نوشته نشده است ؟ فردی که آن انگشتر را آوره بود گفت: من این را آورده ام تا شما هر آنچه که میخواهید روی آن بنویسید شاه به فکر فرو رفت که چه چیزی بنویسد که لایق شاه باشد و چه جمله ای به او پند میدهد؟ همه !!! ان را صدا زد وگفت !!! ان من هر جمله

ادامه مطلب  

!!! آهنگ جدید مسعود صادقلو و مهدی حسینی با نام دستای مریض  

درخواست حذف این مطلب
!!! آهنگ مسعود صادقلو, مهدی حسینی و آروین به نام دستای مریض با بالاترین کیفیت !!! new !!! by masoud sadeghloo & mehdi hosseini ft arvin called dastaye marizت !!! ت !!! : یاسر بینام ؛ تنظیم: مسعود جهانی   !!! آهنگ جدید مسعود صادقلو, مهدی حسینی و آروین با !!! آهنگ جدید مسعود صادقلو, مهدی حسینی و آروین در دو کیفیت متفاوت از نسل موزیک متن آهنگ مسعود صادقلو, مهدی حسینی و آروین با نام دستای مریض ببین چه جوی نشسته عطر تو توی خونه

ادامه مطلب  

ذکر شیخ ابوحمزه بغدادی رحمة الله علیه  

درخواست حذف این مطلب
ذکر شیخ ابوحمزه بغدادی رحمة الله علیه آن سالک طریق تجرید آن سایر سبیل توحید، آن !!! ن حظیره قدس آن خازن ذخیره انس آن نقطه دایره !!! و تد عالم ابرحمزه بغدادی - رحمه الله علیه - از طایفه کبار بود و از اجله ابرار و در کلام حظی تمام داشت و در علم تفسیر و روایات و حدیث به کمال و پیر او حارث محاسبی بود و صحبت سری یافته بود و با نوری و خیر نساج قرین بود و بسی مشایخ بزرگ دیده بود واز آن قوم بود که خلیفه ایشان را گرفت تا بکشد، پس نوری در پیش رفت تا خدای - تعالی -

ادامه مطلب  

سو ک خوانده شود  

درخواست حذف این مطلب
گفته بودم اگه بر گردی دوباره غم میره از دلو تاریکی میمیره بعد از اون بی تونشستن ها یه روزی دستای سردمو دست تو میگیره اومدی اما دیدم دست تو سرده گفتي اون روزها دیگه بر نمیگرده اومدی اما دیدم دست تو سرده گفتي اون روزها دیگه بر نمیگرده گفته بودم اگه بر گردی میبینی نقش غمها رو تو آیینه ی چشمام میدونی اینجا تو این خونه ی غمگین رنگ بی رنگی گرفته بی تو دنیام اومدی اما دیدم دست تو سرده گفتي اون روزها دیگه بر نمیگرده اومدی اما دیدم دست تو سرده گفتي اون

ادامه مطلب  

غزلی زیبا از مهدی فرجی:  

درخواست حذف این مطلب
می بینی ام وقتی به مویم برف غم باشد روزی که پشتم مثل پشت کوه خم باشد با تو شبی از حسرت امروز خواهم گفت وقتی که حرفم محض پیری محترم باشد می گویم از روزی که خوردم حرفهایم را ترجیح میدادم که نانم در قلم باشد روزی که گریان از خیابان آمدی گفتي نفرین به شهری که سگی در هر قدم باشد یادت می آرم گفتي امید بهاری نیست وقتی زمستان و زمستان پشت هم باشد آن روز وقتی سروهای سبز را دیدیم شکرخدا شب رفته باید صبحدم باشد چای از دهان افتاد ول کن شاید آن فرصت روزی برای

ادامه مطلب  

دوستت دارم واسه همیشه  

درخواست حذف این مطلب
دوستت دارم، نه واسه اینکه تنهام دوستت دارم، چون تو گفتي، همیشه هستی باهام دوستت دارم، نه واسه اینکه بی قرارم دوستت دارم، چون تو گفتي، هیچ وقت نمیکنی خارم دوستت دارم، نه واسه اینکه دربه درم دوستت دارم، چون تو گفتي، میگیری بال و پرم دوستت دارم، نه واسه اینکه دل تنگم دوستت دارم، چون تو گفتي، همیشه باهات یکرنگم دوستت دارم، نه واسه اینکه دورم دوستت دارم، چون تو گفتي، واست یه هم زبونم دوستت دارم، نه واسه اینکه هستی تو رویام دوستت دارم، چون تویی ت

ادامه مطلب  

شروع بهترین سومین سال زندگیمون مباررررررک  

درخواست حذف این مطلب
خودت گفتي برو بنویس! فک میکنی منم مث خودت نویسندگیم و نوشتنم خوبه؟!البته فراموش نشه خیلی چیزا یاد گرفتم ازت عشقم❤️❤️   امشب یا بهتر بگم آغاز امروز آغاز عشقمونه:-)  خوب یادت مونده خودت، همین چند ساعت پیش گفتي بهم، همچین روزی بود ک پرسیدی کجایی، گفتم مرکز ایران، گفتي استان مرکزی( احتمالن منم گفتم ک مرکز ک استان مرکزی نمیشه:-))) ) بعد گفتم نه، گفتي یزد! بقول خودت تو همون دفعه دوم درست حدس زدی! اسمارت منی تو! چ حسای خوبی بود اون شبا،اون روزا و  همین

ادامه مطلب